تبلیغات
محیط زیست - هفته محیط زیست و تخریب جنگلهای گیلان...
دوشنبه 25 خرداد 1394

هفته محیط زیست و تخریب جنگلهای گیلان...

   نوشته شده توسط: حسن مرادپور    نوع مطلب :محیط زیست ،

هفته محیط‌زیست با اوج زبانه‌های آتش در عمق جنگل‌های ایلام و تخریب ۳ شیفته جنگل‌های گیلان در پروژه ساخت سد شفارود آغاز شد؛ حادثه‌هایی تکراری که این روزها متأسفانه به‌دلیل تکرار شنیدن، اهمیت خبری خود را کم‌کم از دست می‌دهد.

جنگل كه آتش می‌گیرد، فرقی نمی‌كند، گلستان است یا مازندران، گیلان است یا مریوان، ایلام است یا خوزستان، آشوراده است یا یا پارك ملی بمو. این فقط جنگل نیست كه می‌سوزد. همین 3-2 روز تعطیلات اخیر كه به زمین‌های كشاورزی پدری به سنجان اراك رفته بودم، لكه لكه همه جا خاكستری بود. حتی زمین به جا مانده از مرحوم مادر بزرگم. چه كسی و چرا آتش زده شده بود؟ لابد به‌خاطر از بین بردن علف‌های خودرو كه در تابستان زرد رنگ می‌شوند. به چه جرمی؟ جرمی در كار نیست، این یك تفریح تاریخی است، برای برخی كه ظاهرا تفریحی جز آتش افروزی بلد نیستند.

وقتی می‌خواهم راه‌حل مبارزه با آتش‌سوزی در جنگل‌ها را بنویسم از تكرار آن حالم بد می‌شود. اگر امروز دریاچه‌ها و تالاب‌های ما یكی یكی خشك می‌شوند، اگر امروز ته‌مانده سفره‌های آب‌های زیرزمینی ما تمام می‌شوند و زمین در جلوی دوربین صدا و سیما فرو می‌نشیند، اگر امروز جنگل‌های ما یكی یكی خشك می‌شوند و یا در آتش می‌سوزند، اگر امروز گردوغبار قلمرو ایران را به تسخیر خود درآورده است، اگر امروز سرطان در گوشه تك‌تك خانه‌هایمان كز كرده است، فقط یك دلیل دارد و بس؛حمایت بی‌چون و چرای دولت از نگاه سخت افزاری به توسعه و فراموش شدن فرهنگ و آموزش.

وقتی گفته می‌شود این همه جا جاده نكشید و به جای آن حمل‌ونقل عمومی و راه‌آهن را درست كنید كه مردم به راحتی به هر جا دسترسی نداشته باشند. وقتی می‌گوییم سرمایه‌گذاری بیش از حد در صنعت خودروی بی‌كیفیت كه هر‌گز صادر نمی‌شود و همه‌اش در داخل به ارابه آتش و مرگ و كوره‌‌ای برای دود‌كردن سرمایه‌های ملی و آلوده كردن هوا صرف می‌شود كسی گوش‌اش بدهكار نیست. وقتی می‌گوییم به جای نابود كردن سرمایه‌های ملی و ریختن آن در حلقوم سدسازان كمی هم به فكر فرهنگ و آموزش و پرورش هم باشید.

وقتی گفته می‌شود كشور به یك ناوگان مجهز اطفای حریق در منابع طبیعی نیاز دارد و باید قوانین و مقررات سختی برای كسانی كه سرمایه‌های ملی را به آتش می‌زنند كرد.بارها گفته‌ایم دخالت بیش از حد در نظام هیدرولوژیك كشور را باید متوقف كنید. بارها گفته‌ایم نمی‌شد به جای صرف 120میلیارد تومان برای ساخت سد در دره خشك گلمندره از وزارت دفاع خواست كه با امكانات نیروی هوایی خود ناوگان اطفای حریق در جنگل‌ها را به راه‌اندازی كند؟ ولی كسی را گوش شنوایی نیست. دلیلش هم روشن است. گو اینكه عزمی برای حفظ محیط‌زیست و منابع طبیعی وجود ندارد. نشانه‌هایش فراوان است خبر می‌رسد كه ساخت سد شفارود 3 شیفته در بكرترین جنگل‌های گیلان با وجود غیرقانونی بودن در دست تكمیل است؛ سدی كه حداقل 500هكتار جنگل بكر هیركانی را با صدها هزار درخت نابود می‌كند؛ سدی كه با دخالت در نظام آبی، سرسبزترین خطه كشور را به سمت بیابانی شدن سوق می‌دهد. سدی كه تا به حال 140میلیارد تومان بودجه بیت‌المال را به هدر داده است تا بعد از آنچه در گتوند رخ داد بار دیگر كارنامه سیاهی در نگاه ناپایدار و سخت افزاری به توسعه كشور، ما را یك قدم به تخریب و نابودی حتمی نزدیك‌تر كند.

بله این هفته، هفته محیط‌زیست است؛ هفته‌ای كه در آن مراسم متعددی برگزار می‌شود كه در آن مسئولان از تلاش‌های خود در پاسداشت میراث صدها میلیون سال تاریخ طبیعی این سرزمین سخن‌ها می‌گویند. گاهی احساس می‌كنم كه این مراسم بیشتر شبیه مراسم یادبود و یا مجلس ترحیم برای طبیعت است. و چه غم‌انگیز است وقتی از متوفی فرزندی باقی نمانده است تا بقای عمر و طول عمر آنها را آرزو كرد. این سرنوشت امروز جنگل‌های ایران است؛ جنگل‌هایی كه نابخردانه یكی یكی برای همیشه محو می‌شوند و «سد و چاه و چرا و آتش و جاده» به هیچ نهالی فرصت نمی‌دهند تا جانشینی باشد بر خاكستر به جا مانده از والدین خویش

حسین آخانی
استاد دانشكده زیست شناسی دانشگاه تهران